| ما در حال مبارزه ايم |
|
|
|
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت آقاي باي بك تبريزلي مدير پر تلاش سايت ارزشمند باي بك و نيز خوانندگان محترم.چند روز قبل در سايت baybak.com و سايت اينترنتي ((كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان)) bati-az.com و سايتها و وبلاگهاي ديگر مطلبي با عنوان (( جنگي كه آماده اش نبوده ايم شروع شده است)) به قلم ژورناليست و فعال سياسي – فرهنگي آذربايجان آقاي باي بك تبريزلي را مشاهده كردم و آنرا مطالعه نمودم بعنوان يك فعال آذربايجاني نوشته مذكور را مورد بررسي و آناليز قرار دادم كه بدليل حساسيت مساله آنرا در قالب اين نوشته تقديم حضور مي دارم و اميدوارم اين مطلب در سايتهاي اينترنتي خصوصا سايتهاي باي بك و باتي آذ قرار گيرد تا با رويكردي دموكراتيك فراهم شدن زمينه هاي نقد و آسيب شناسي در حركت ملي آذربايجان بوجود آيد و در نهايت بتوانيم سره را از ناسره و منفعت را از ضرر و صواب را از ناصواب تشخيص دهيم و در مسير درست حركت كنيم. البته بسيار علاقمند بودم مباحث اينچنيني را بزبان مادري مطرح كنيم و ليكن بجهت اينكه مقاله دوست ارجمند آقاي تبريزلي بزبان فارسي نوشته شده بود بجهت رعايت اصول جوابيه نويسي اين نوشته بزبان فارسي تقديم مي گردد. با توجه به اينكه اكثر نوشته هاي علمي، ژورناليستي و ارزشمند و فعاليتهاي قابل تقدير آقاي باي بك تبريزلي را در قالب سايت هميشه زنده باي بك همواره مورد تعقيب و مطالعه قرار داده ام، بيش از هر چيز فوران عشق به سرزمين مادري و عشق به آذربايجان را در قلم آقاي تبريزلي بطور محسوس احساس كردم، عشقي كه شايد بسياري از فعالان يا ملت آذربايجان مدعي آن هستند ولي بقول آقاي تبريزلي جرات بيان آنرا ندارند. در نوشته مذكور و مورد بحث، آقاي تبريزلي كه به مانند بسياري از فعالان، با احساس مسئوليت در قبال وطن مادري خطر تروريستهاي كرد و ادعاهاي ارضي آنها بر نواحي غربي آذربايجان را متذكر مي شوند و بحق از بي تفاوتي ها، غفلتها، كم كاريهاي برخي فعالان گله مي كنند و بارها در لابلاي جملات و نيز در جمله پاياني نوشته صريحا حركت ملي آذربايجان را به مسلح شدن و مبارزه مسلحانه دعوت مي كنند. در بررسي ((مساله اقليت مهاجر كرد در آذربايجان)) كه در طول سده معاصر در نواحي غربي آذربايجان وجود داشته است و در سه قالب ياغي گري و راهزني و عشيرت گرايي در زمانهاي سيميتقو و شيخ عبيدالله و نيز در قالب فعاليتهاي ناسيوناليستي و افراطي قاضي محمد و قاسملو(احزاب دموكرات و كومله) و فعاليتهاي تروريستي احزاب پ.ك.ك و پژاك خود را نمايان ساخته است، متاسفانه با آنكه هزينه هاي زيادي از بابت آنها متحمل شده ايم ولي شايد حافظه تاريخي ما فراموشكار است و ما محكوم به تكرار تاريخ هستيم. در بررسي متون، كتب و اسناد موجود نكته قابل ارائه ايي را بياد ندارم كه در طي آن اقدامات ((پيشگيرانه)) و ((سياسي)) در قبال اين مساله انجام داده باشيم تا اينكه در اين سالهاي اخير تلاشهايي صورت گرفته است كه اميد ميرود به بار بنشينند، متاسفانه همواره اين مساله با خشونت و در حالتي باخت-باخت براي طرفين درگير به پايان رسيده است. كردها از زمانيكه به عرصه آمده اند هميشه رويكردي نظامي و مسلحانه و حتي تروريستي به قضيه داشته اند و موجبات سختي ها و فلاكتهاي زيادي در منطقه شده اند كه در نهايت به سرانجامي هم نرسيده اند. در اين بين برخي نخبگان سياسي و يا نيروهاي با احساس و متعهد بارها خطر فوق الذكر را گوشزد كرده اند و در مواردي نيز ((راهكار))هايي براي موضوع اعلام داشته اند كه يكي از آنها همين مبارزه مسلحانه است و عمده ديگر آنها شامل ((آگاهي بخشي)) و ((طرح مساله و تئوريزه كردن آن)) و ((اقدامات سياسي-فرهنگي)) است. در مساله بسيار حساس مبارزه مسلحانه كه با ((حيات)) حركت ملي آذربايجان ارتباط تنگاتنگ و مستقيمي وجود دارد بايد بسيار محطاط و واقع بينانه با موضوع رفتار كرد. اولا در مقابل چه كساني مي خواهيم مبارزه مسلحانه انجام دهيم؟ ثانيا شيوه اين مبارزه مسلحانه چگونه است؟ آيا هر فرد شخصا مسلح شود يا اينكه يك تشكيلات مسلحانه و نظامي بايد ايجاد شود؟ منابع مالي، اطلاعاتي، تسليحاتي از كجا تامين خواهد شد؟ اصولا ديدگاه عموم ملت آذربايجان و نيز ديدگاه فعالان حركت ملي به اين موضوع چيست؟ اساسا آيا در نظام بين الملل فعلي كدامين دولت يا كارتل سياسي-اقتصادي و كدامين سيستم اطلاعاتي را سراغ داريد كه از موضوع آذربايجان جنوبي و مساله غرب آذربايجان حمايت ميكند؟ اين سوالات را اگر از ديد يك فردي كه احساساتش بر عقلانيتش و نيز آرمانگرايي اش بر رئاليسم سياسي اش غلبه دارد پرسيد، مي توان پرسش كننده را به محافظه كاري يا ترس و تنبلي محكوم نمود، ولي در بررسي روانشناختي ملت آذربايجان و نيز وضعيت فعلي حركت ملي آذربايجان شرايط متفاوت جلوه خواهد كرد، به اعتقاد بسياري از فعالان و به اعتقاد بنده حركت ملي آذربايجان فعلا در حال طي مرحله گذر و ((تشكيلاتي شدن)) مي باشد، گاها رفتارها و رقابتهاي منفي و ناسالم آنقدر اوج ميگيرد كه حتي برخي از افراد منافع تشكيلاتي را ارجح بر منافع ملي تشخيص مي دهند، منظور از بيان اين مساله اينست كه مثلا بعد از خرداد 85 و اعتراضات گسترده در آذربايجان، چندين بيانيه و اطلاعيه دعوت به تجمع به مناسبهاي مختلفي نظير 1خرداد، قلعه بابك، 1مهر، 21آذر، 2اسفند، خوجالي و... پخش شده است كه در اكثر موارد با حضور كمترين حد و حداقل فعالان همراه بوده است و حتي نفرات تشكيلاتي بسيار كمي در آنها حضور بهم رسانيده اند. هم فعالان و هم تشكيلاتهاي آذربايجاني كه همگي نوپا هستند در بعد مسائل مالي و سازماني دچار مشكلات و سختي هاي فراواني هستند و بعنوان مثال براي چاپ نشريات، كتابچه هاي غيرمجوزدار و يا برگه هاي دعوت به تجمع متوسل به گرفتن پول ((نزول)) (ربا) ميشوند، وقتيكه هنوز در مساله تئوريك مشكل داريم، وقتيكه هنوز لابي تاثيرگذار در داخل كشور و در صحنه بين المللي نداريم، زمانيكه فضاي امنيتي شديد در داخل كشور حاكم است، زمانيكه دوستان واقعي بين المللي نداريم، آيا وقت آنست كه بحث مبارزه مسلحانه، آنهم در فضاي مجازي را پيش بكشيم؟ بنده نيز معتقدم با مقاله نويسي نمي توان به مبارزه با اسلحه رفت، و از آيين اسلام نيز آموخته ام كه ((دفاع نظامي در مقابل متجاوز واجب عيني است)) و بحث ((دفاع مشروع)) در سياست را نيز مي دانم، اما روحيات فعلي ملتم و همفكران را نيز درك ميكنم و فكر ميكنم فعلا بحث از مبارزه مسلحانه تنها به رشد افراطي گري ناكجا آباد كه از احساسات نشات گرفته باشد منتهي مي شود و حركت جوان و در حال رشد ملي آذربايجان را در ادامه راه و تداوم آن با مشكلات اساسي روبرو مي سازد كه دقيقا با حيات و سرنوشت حركت سروكار خواهد داشت. البته منكر اين نمي شوم كه بايد تمامي فعالان و گروهها نظرات و ديدگاههاي خود را بيان دارند تا در بوته نقد آنچه موجبات تامين منافع ملي را فراهم مي آورد برگزيده شود كه همين مساله، همسويي و همكاريها را نيز افزايش مي دهد و همان بحث اتحاد را پررنگتر مي كند و اي كاش همه آنهايي كه بنوعي ادعاي رهبري و يا سربازي آذربايجان را دارند همانند دوست و همفكر ارجمند آقاي باي بك تبريزلي به بيان ديدگاههاي خود بپردازند و فرصت سوزي نكنند. اما در مقابل هر نوشته و گفته مان نيز مسئول هستيم و بايد ظرفيت پذيرش نقد و انتقاد را نيز داشته باشيم. در شرايط فعلي وقتيكه در بين لايه هاي توده مردم كه تصميم گيرندگان اصلي آذربايجان هستند بحث تحصيل بزبان مادري، حقوق انساني و سياسي و ... پيش مي آيد عمدتا با واكنشهايي با نوعي محافظه كاري و بيم از افراطي گري روبرو مي شويم، حال براي ايشان مبارزه مسلحانه را چگونه بايد توجيح نمود؟ بنده فكر ميكنم كه يكي از آرزوهاي شووينيسم فارس كه دشمن مشترك توركها و كردها است، بحث مبارزه مسلحانه است تا با استفاده از لابي هايي كه در بين لايه هاي حاكميت دارد زمينه هاي تشديد برخورد با حركت ملي آذربايجان و ريشه كني آنرا فراهم آورد. حتما مستحضر هستيد كه يكي از مهمترين سياستها و تاكتيكهايي كه گروهها يا دشمنان يك حركت يا جنبش براي سرنگوني، شكست يا انحطاط و انحراف آن بكار ميگيرند تقويت افراطي گري و رشد آرمانگرايي در بين نخبگان و يا فعالان آن جنبش مي باشد. از سوي ديگر بررسي تاريخچه جنبشها نيز مويد اين مساله است، بنا بر آمارهاي ارائه شده توسط سازمان ملل 7% از جنبشها كه به حركت مسلحانه روي آورده اند توانسته اند به برخي از خواستهاي خود برسند، 73%جنبشها از طريق سياسي و رايزني توانسته اند به اكثريت خواسته هايشان برسند و02% درصد جنبشها نيز بوسيله كمكهاي عوامل و دوولتهاي خارجي و نيز ميانجيگري و واسطه گري نهادهاي بين المللي به خواسته هاي خود دست يافته اند. بياد دارم در سالهاي بعد از 1376 كه نشريات ملي گراي محلي و نيز نشريات دانشجويي آذربايجاني بعنوان تريبونهاي حركت ملي آذربايجان وارد عرصه شدند، مهمترين بحثي كه مطرح ميشد بحث اجراي قانون اساسي و خصوصا اجراي اصول 15 و 19 آن بود، پس از اندك زماني اين مساله از سوي برخي طيفها و فعالان بصورت فدراليسم مطرح شد و در ادامه حتي بحث استقلال نيز بوجود آمد بگونه ايي كه اكنون اگر فردي از اصول 15 و 19 بگويد با ريشخند عده ايي از فعالان مواجه ميشود، حال سوال اينست ما كه هنوز در ايران به اين اصول هرچند ضعيف و ناكارآمد نرسيده، با جهشي قابل تامل و با كمترين پشتوانه نرم افزاري و سخت افزاري بسرعت تغيير استراتژي داديم و با برخي رفتارهاي سياسي خود موجبات سنگينتر شدن فضاي امنيتي در آذربايجان را فراهم كرديم و هزينه هاي حركت را بالا برديم كه بنظر ميرسد فضاي حاكم فعلي بر حركت برگرفته از برخي اقدامات عجولانه و آرمانگرايانه باشد كه با حداقل توجه به عالم واقع تحقق يافته اند. حال، آيا اكنون فكر نمي كنيد كه از موضوعي صحبت به ميان آمده است كه جز تحميل ضربات سنگين و هزينه هاي بيشتر و جز جنگ رواني چيزي عايد آذربايجان نخواهد كرد؟ به اعتقاد بنده حركت ملي آذربايجان به مانند نهالي در حال رشد است كه نياز به مراقبت و تحمل مرارتهاي زيادي دارد، نبايد عجله كرد، نبايد در خواب غفلت بسر برد، ملت آذربايجان در درجه اول نياز به آگاهي، بيداري و هويت گرايي دارد بايد تلاش شود حس وطن پروري و وطن دوستي را افزايش دهيم، در چنين شرايطي است كه سياستهاي مدعيان ارضي آذربايجان با شكست سنگين مواجه مي شود. در پايان با نهايت احترام به آقاي باي بك تبريزلي كه صادقانه در اين راه سخت گام برميدارند و در نوشته ((جنگي كه آماده اش نبوده ايم شروع شده است)) مطالبي را عنوان كرده اند كه بسياري از آنها واقعا شرح حال آذربايجان است و بنده ضمن احترام به ايشان عرض مي كنم كه از نظر اينجانب بعنوان يك فعال سياسي و فرهنگي در آذربايجان كه حدود 10 سال است بصورت مستمر با ادعاهاي ارضي اكراد در حال مبارزه و مقابله هستم، در كليت اين نوشته و در بحث مبارزه مسلحانه معتقدم اينگونه مبارزه نبايد در اولويت حركت قرار گيرد و ما بايد در زمينه هايي متناسب با توانايي ها و قابليتها و پتانسيل حركت، از جمله ((آگاهي بخشي))، ((تئوريزه كردن مساله)) و ((اقدامات سياسي-فرهنگي)) سياستگذاري و تلاش نماييم. اكنون نيز ما در حال مبارزه ايم.
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|



















