| تحليلي سياسي روانشناختي بر مسابقات فوتبال در اورميه |
|
|
زمانيكه اعلام شد هئيت فوتبال اورميه و استان آذربايجان غربي قصد دارد تورنمنت بين المللي در اورميه برگزار نمايد و در بين دعوت شدگان نام تيم اربيل عراق نيز بچشم مي خورد، افكار بسياري از آگاهان و فعالان سياسي متوجه اين مسابقات شد، چراكه بعد از حدود 15 سال يعني تقريبا پس از قضيه "انفال" در عراق در سال 1992 ميلادي كه طي آن خيل آوارگان و مهاجران كرد به غرب آذربايجان سرازير شد، اين براي اولين بار بود كه در سطحي به اين گستردگي تيمي متشكل از كرد زبانها به منطقه پر تنش غربي آذربايجان دعوت مي شداين امر در حالي صورت گرفت كه عملياتهاي تروريستي گروهكهاي كردي پ.ك.ك و پژاك كه هر روز تعداد قابل توجهي از جوانان و سربازان و افسران را در غرب آذربايجان به شهادت مي رسانند رو به فزوني است و در طول همين شهريور ماه و در مدت زمان برگزاري اين مسابقات در دو عمليات تروريستي ابتدا 9 تن و سپس 30 نفر از نيروهاي سپاهي، انتظامي و مرزباني در غرب آذربايجان توسط تروريسم كرد شهيد يا مجروح شدند. معادلات و تحولات منطقه ايي كه هر روز تغيير مي كند، و همگرايي كشورهاي ايران و تركيه در خصوص مبارزه و مقابله با تروريسم كرد، شروع مجدد فعاليتهاي نظامي-تروريستي حزب دموكرات پس از 15 سال كه اتفاقا دفتر و مقر فرماندهي ايشان در منطقه اربيل و تحت حمايت "مسعود بارزاني" قرار دارد، كشف ارتباطات بسيار نزديك بين تروريستهاي پ.ك.ك و پژاك با مسعود بارزاني و رهبران شمالشرق عراق و نيز مراودات ضد امنيتي آنها با كشور اشغالگر و تجاوزكار ارمنستان، حساسيتهاي زياد مردم غرب آذربايجان نسبت به اقدامات و افكار تجاوزكارانه، زياده خواهانه افراطيون كرد و اقدامات تروريستي كردها در غرب آذربايجان، همگي دلايلي محكم و كافي براي اين موضوع هستند كه حضور تيم فوتبال اربيل عراق در برهه كنوني در شهرهاي سولدوز (نقده) و اورميه يا يك برنامه سياسي بوده است يا اشتباهي سوال برانگيز كه از سوي مسئولان زيربط صورت پذيرفته است. اين مسابقات از اين جهت كه لابي شووينيسم در اصل بدنبال استحاله آذربايجان و در بعد منطقه ايي كردنشين كردن شهرهاي غربي آذربايجان است و كردهاي افراطي نيز افكار تروريستي و تجاوزكارنه براي تصاحب اين منطقه را در سر مي پرورانند و نيز مساله هويت گرايي و حركت ملي – مدني آذربايجان در اين منطقه رشد چشمگيري داشته است، پديده ايي سياسي است، كه اين مسابقات در بعد "جنگ رواني" قابل تقسيم بندي است. اما خبرهايي نيز از عوامل برگزاري اين مسابقات بگوش مي رسيد كه گويا برخي از مسئولان امنيتي و حتي ورزشي مخالف برگزاري اين مسابقات بوده اند و اين مسابقات را اشتباه برخي مديران كم تجربه تلقي مي كنند. بهرصورت اين مسابقات برگزار شد و همانگونه كه پيش بيني نيز شده بود داراي حاشيه ها و رويكرد سياسي تري نسبت به رويكرد ورزشي برخوردار بود. جنگ رواني و مسابقات فوتبال: جنگ بر دو نوع است: فيزيكي و رواني. آنچه كه اكنون در جريان است جنگ رواني است. هر چند كه ارائه تعريف واحد در مورد پديدهاي انساني و علوم انساني بسيار مشكل است، اما در مورد جنگ رواني يكي از اصلي ترين تعاريف مورد پذيرش اينست: ((جنگ رواني استفاده برنامه ريزي شده از تبليغات و ساير اعمالي است كه قبل از هر چيز با هدف تاثير بر نظرات، احساسات، مواضع و رفتار جوامع دشمن، رقيب، بي طرف، يا دوست و به شيوه ايي خاص دستيابي به اهداف ملي صورت مي گيرد.)) و نيز تعريف مهم ديگر جنگ رواني: (( نزاعي جهت دستيابي به افكار مردم و اراده آنها.)) از جمله مهمترين تعاريف كاربردي جنگ رواني هستند كه البته برخي از محققان و سياسيون اصطلاح "جنگ سياسي" را ترجيح مي دهند. در اين مسابقات هدف لابي شوونيسم فارس از براه انداختن اين نوع جنگ رواني، علاوه بر مقدمه چيني براي برسميت شناختن اقليم شمالشرق عراق و پرچم محلي آنجا، كه اين مساله كاملا بر عليه منافع ملي آذربايجان است، زهر چشم گرفتن از حركت ملي آذربايجان بود، همچنين مهيا نمودن فرصتي براي عرض اندام حاميان و هواداران و وابستگان احزاب تروريستي و افراطي زياده خواه كردها است تا با حضور در دومين شهر بزرگ آذربايجان (اورميه) و نيز دشت دلاورپرور سولدوز به تبليغات پوچ و ادعاهاي واهي ارضي خود در خصوص كرد نشين نشان دادن شهرهاي غربي آذربايجان بپردازند. از ديگر نكاتي كه در بحث جنگ رواني در خصوص اين مسابقات قابل توجه مي باشد، مساله سنجش، اندازه گيري و ارزيابي افكار عمومي نسبت به مساله كرد در آذربايجان بود، اما از آنجايي كه اين كار با دشواريهاي بسياري همراه است لذا يك نمونه آماري و پديده جذاب و تاثيرگذاري همچون مسابقات فوتبال مي توانسته است راهگشا باشد. نتايج اين جنگ رواني: تقريبا يك هفته قبل از برگزاري اين مسابقات در سايت اينترنتي "كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان" (bati-az.com) متن نامه ارسالي اين كميته به مسئولان ورزشي استان آذربايجان غربي و عوامل برگزاري اين مسابقات را مشاهده كردم، متن نامه با ادبياتي خاص هشدار آميز و در عين حال محترمانه و كاملا با رعايت بروكراسي ايراني نگارش يافته بود، لذا پيش بيني اينكه نامه تا حدي تاثيرگذار باشد نيز دور از تصور نبود، همچنين از 3 روز قبل نيز در شهر اورميه خيل اس.ام اس . هايي كه براي دعوت عموم مردم براي حضور نظام مند و هدف مند در محل بازيها پخش شده بود و اقدامات ديگري در خصوص حضور مقتدر و هدف دار در استاديوم تبليغات خوبي بودند كه براي دفاع از هويت اتنيكي شهر انجام گرفته بودند. در واقع اين اقدامات را در مقابل جنگ رواني دشمنان آذربايجان مي توان در قالب "مقابله سياسي-رواني" تحليل كرد. اولا: اقدامات سياسي، نظير نگارش نامه و مكاتبه هاي غير مستقيم، از جمله مهمترين كارهايي است كه كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان در طول فعاليت خود انجام داده است و اكثرا با نتايجي مثبت همراه بوده اند، نظير نامه نگاري در مورد روزنامه جام جم، خديجه منصوري، موسسه مالي و اعتباري "جوانان خير" كه در نهايت به تغييرات اساسي در مديريت اين موسسه در اورميه و استان آذربايجان غربي منجر شد و عامل نفوذي اكراد افراطي كه مسئوليت كل موسسه در استان را بر عهده داشت به شهري دور افتاده منتقل شد. در اين مسابقات نيز بر اساس خبرهاي موثق كسب شده مديركل تربيت بدني استان كه نامه كميته خطاب به وي نگارش يافته بود با عوامل اجراي مسابقات به مباحثه و مشاجره پرداخته و نيز در بازي اول تيمهاي اربيل و ارزروم تركيه حراست تربيت بدني استان بدليل استفاده تيم اربيل از پرچم فدرالي و محلي شمال شرق عراق بر روي پيراهن هاي ورزشي از حضور اين تيم در زمين بازي ممانعت بعمل آورده است. همگي اين مسائل از حضور فعال در صحنه و پيگيري امور و نيز رايزنيهاي تاثيرگذار كه حتي گاها از مبادي قانوني صورت گرفته بعمل آمده است. ثانيا: آنچه كه در روز برگزاري بازي اورميه و اربيل اتفاق افتاد و آن شعارهاي كاملا ملي و دشمن ستيز نشان از اين مي داد كه هرچند حركت ملي – مدني آذربايجان تجربه كمتر تشكيلاتي نسبت به اكراد دارد اما قادر است در مواقع لزوم انسجام خود را كسب نمايد، خصوصا اگر بحث سرزمين و خاك و شرف ملي در ميان باشد اين مردم آگاه آماده انجام هرگونه عملي جهت دفاع از تماميت ارضي آذربايجان و منافع ملي آذربايجان هستند. ثالثا: در بحث سنجش، بررسي و ارزيابي افكار عمومي همگان پاسخ هاي خود را دريافت نمودند. آنچه كه مشخص است اينكه حساسيتهاي مردم منطقه و اورميه به حضور تيمي از اكراد كه از منطقه تحت رياست "مسعود بارزاني" آمده بودند در نتيجه سياستهاي تجاوزكارانه، زياده خواهانه و تروريستي اكراد افراطي بسيار زياد است و حس نفرت و نيز حس مقابله و دفاع در بين مردم بسيار بالاست فقط كافيست در مسير جريان قرار گيرند. كردها و شووينيسم فارس نيز كه يكبار در خرداد 1385 بشدت يكه خورده بوند اكنون نيز به ميزان آگاهي و وطن دوستي مردم اورميه پي برده اند و مي دانند كه در صورت ادامه سياستهاي تنش زا و تجاوزكارانه خود در غرب آذربايجان همانند ارديبهشت 1358 در سولدوز، اينبار در منطقه غرب آذربايجان اسير خشم نهفته ملت آذربايجان مي شوند كه بي شك عواقب بسيار سنگين و سخت تاريخي براي اكراد را به همراه خواهد داشت.
اوختاي تورك – غرب آذربايجان - 24 شهريور 1387
اوختاي تورك This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it Oxtay-turk.blogfa.com
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|



















